
تيتر:خانم آقاي هاشمي مي گفت اين فيلم را پخش نكنيد
گلاويژنادري/ وحيد سعيدي
بيشك متفاوتترين فيلم تبليغاتي چند دوره اخير انتخابات رياست جمهوري متعلق به كمال تبريزي است. اكبرهاشمي رفسنجاني در اين فيلم از داخل منزلش در حال انجام امور روزانه با لحني متفاوت درباره دلمشغوليهايش با مردم سخن گفت. اما همين فيلم به ظاهر ساده آنچنان سروصدايي به پا كرد كه تا چند روز فيلم و سازندهاش نقل محافل مردمي و سوژه سايتهاي ايراني و خارجي بود و آنطور كه كارگردانش ميگويد تاثير زيادي روي آراي مردم گذاشت. با نزديك شدن به انتخابات و بالا رفتن تب ساخت فيلمهاي تبليغاتي به سراغ كمال تبريزي رفتيم. در حالي او حاضر به انجام اين گفتوگو شد كه اين روزها سخت درگير ساخت پروژه تاريخي روزهاي كهن است. اين گفتوگو در حد فاصل گرفتن سكانسهاي اين سريال انجام شد.
* چه زماني ساخت فيلم تبليغاتي آقايهاشمي به شما پيشنهاد شد؟
درست يادم نيست. اما فكر ميكنم نزديك به دو ماه قبل از انتخابات در جريان ساخت آن قرار گرفتم.
علت اينكه ساخت فيلم اين را به شما پيشنهاد دادند ميدانيد؟
نه. قبل از اين جريان اصلا با آقايهاشمي از نزديك آشنايي نداشتم و واقعا علت آن را نميدانم.
از آقايهاشمي هم نپرسيديد؟
نه. اما شايد فكر كردند چون «مارمولك» را ساختهام ميتوانم اين فيلم را بسازم. (خنده)
چه كسي با شما اولين بار تماس گرفتند براي ساخت فيلم؟
آقاي محمدي به عنوان تهيهكننده با من تماس گرفت و گفت چنين پيشنهادي شده اگر تمايل داري اين كار را با هم انجام دهيم.
بعد كار وارد چه پروسهاي شد؟
يك سري جلسه با آقاي محمدي داشتيم و به يك كليتي رسيديم و چند جلسه با آقايان عطريانفر، مهدي هاشمي پسر آقايهاشمي و محمدعلي نجفي برگزار كرديم. راجع به اينكه بايد ساختمان اين فيلم چگونه و چطور باشد.
شما در جريان فيلم آقاي صدرعاملي كه براي آقايهاشمي ساختند و همچنين كليپها و. . . بوديد؟
نه، بحث اصلي ما روي اين فيلم بود، تيزر و فيلم آقاي صدرعاملي در تيم ما مطرح نبود و در مجموع تيم جداگانهاي داشتند كه مستقيما خودشان جلسات مستقلي را برگزار ميكردند. اما در اين جلسات من و آقاي محمدي بوديم كه بحثهاي اصلي را ميكرديم كه ساختار فيلم چگونه باشد.
وقتي طرح فيلم شكل گرفت كسي با آن مخالفت نكرد؟
خانم آقايهاشمي خيلي مخالفت ميكرد و ميگفت كه فيلم را اينطوري نسازيد چون آقايهاشمي كوچك ميشود.
اين جلسات كه تمام شد با آقايهاشمي ملاقات كرديد؟
از موقعي كه ميخواستيم پروژه را شروع كنيم تقريبا ميتوانم بگويم كه ايشان در كاري كه ما ميكرديم دخالتي نكردند. تنها درباره متن فيلم نظر ميدادند. ايشان كاملا تسليم بودند، يعني ميگفتند هر كاري كه شما دوست داريد، انجام دهيد. فقط در باره متني كه قرار بود خودشان بخوانند طبيعتا اصلاحاتي انجام دادند.
خودتان متن را نوشتيد يا اينكه از نويسندگان ديگري هم دعوت كرديد؟
طراحي و پيشنهاد متن از طرف آقايهاشمي بود و بعد خودمان آن را نوشتيم. فكر ميكنم كه آقاي اردشير رستمي {بازيگر نقش شهريار} هم به ما كمك كرد.
خانم آقايهاشمي از چه زماني با كاري كه شما انجام ميداديد، مخالفت كردند؟
ايشان نميدانستند، ما چه كار ميكنيم. بعد كه فيلم را ديدند، حالشان بد شد. ميگفتند اين چيست شما ساختيد؟ آقايهاشمي را خيلي معمولي كرديد.
دقيقا روي نقطهاي انگشت گذاشتند كه هدف شما بود؟
دقيقا، البته همسر ايشان راست ميگفتند ما اصلا قصدمان اين بود كه اين كار را بكنيم، چون ميخواستيم بگوييم اين آدمي است كه ميتواند عضوي از آحاد مردم جامعه شود.
آقايهاشمي چه نظري داشتند؟
خودش را سپرده بود به تيمي كه اين كار را انجام ميداد و اين مثبتترين ويژگي ايشان است.
تمامي فيلمهاي تبليغاتي سال 84 تقريبا فضاي يكساني داشتند و روي تهييج كردن مردم تاكيد ميكردند اما فيلم تبليغاتي آقايهاشمي فضاي متفاوتي داشت چطور به اين طرح و الگو رسيديد؟
كاملا سينمايي با اين فيلم برخورد كرديم. يعني از ابتدا به دنبال اين بوديم كه به سراغ كدام يكي از ويژگيهاي ايشان برويم. مثلا به اين فكر كرديم كه بايد چه موضوعي را درباره آقايهاشمي مطرح كنيم و از چه جنسي بايد باشد كه بتواند مردم را تحت تاثير قرار دهد. اصلا به اين فكر نميكرديم كه يك فيلم تبليغاتي بسازيم.
در واقع از همان ابتدا ساخت يك فيلم تبليغاتي مهيج و احساسي را از ذهنتان خارج كرده بوديد.
بله، چون اصلا بلد نيستم اينطور فيلم بسازم. بيشتر در اين فكر بوديم، كاري كنيم كه بيننده نسبت به اين شخصيت حس دوبارهاي پيدا كرده و به آن نزديك شود. درست مثل كاري كه شما در فيلم داستاني معمولي انجام ميدهيد تا اين ارتباط برقرار شود. در بعضي از لحظات امكان اينكه تصوير اين حس را به وجود آورد، نبود و نريشن اين كار را انجام داد. در اينجاست كه نريشن خيلي تعيينكننده ميشود.
براي اولين بار بود كه شما شخصيتي مثل هاشمي را به اين شكل ميديديد كه با بياني خاص از خودش ميگويد.
ايشان فرم خاصي صحبت ميكردند و ما بهشان توضيح داديم كه اين شكل بايد كاملا دروني باشد و نبايد مثل سخنراني پشت تريبون نماز جمعه جملات را ادا كند. ايشان هم واقعا خوب از عهده اين كار برآمدند. يك بار برايشان توضيح ميداديم كه اين متن را بايد اينطور بگوييد و ايشان در همان بار اول به خوبي جملات را بيان ميكردند.
تماشاي اين فيلم آدم را به ياد كتاب خاطراتهاشمي رفسنجاني مياندازد اين كتاب تا چه اندازه در ساخت فيلم تبليغاتي ايشان و ساختاري كه براي آن در نظر گرفته بوديد موثر بود؟
شايد چون فيلم كمي در آن حال و هوا بود، به ياد آن كتاب ميافتيد. از سوي ديگر متن و فيلمنامه را هم سعي كرده بوديم با نظرات آقايهاشمي تنظيم كنيم. طبيعتا اين متن هم به آن كتاب شباهتهايي داشت. در ذهن ما اين بود كه كاري بكنيم بيننده با آقايهاشمي ارتباطي مبتني باصداقت برقرار كند. به اعتقاد من اين بهترين شكل برقراري بود. ما ميدانستيم كاري كه انجام ميدهيم، يك كار تبليغاتي است و كسي كه اين فيلم را ميبيند بايد نزديكي با آن شخصيت را احساس كند. اما مثل ديگر فيلمهاي تبليغاتي انتخاباتي كه معمولا سعي ميكنند شور و هيجان ايجاد كنند و بعد حالت اسطورهاي و حماسي به آن نامزد بدهند، عمل نكرديم.
چرا با توجه به اينكه مردم ايران مردمي احساسي هستند به سمت اين نوع ساختار نرفتيد؟
به اين علت كه فكر ميكنم تمامي اينها تاثير عكس ميگذارد. هنوز هم فكر ميكنم اگر كسي بخواهد براي آقايان موسوي يا كروبي فيلم بسازد بايد از اين زاويه وارد شود. يعني بايد اين آدمها را هرچه بيشتر به تماشاگر نزديك كند و حس عاطفي ميان آنها بوجود بياورد. به اين دليل كه ما با قلبمان راي ميدهيم نه با عقلمان. هميشه معتقدم ايرانيها به جاي اينكه با عقلشان راي بدهند با قلبشان اين كار را ميكنند . پس نتيجه ميگيريم كه بهترين فيلم تبليغاتي براي كانديداي ايراني در جمهوري اسلامي ايران اين است كه حس شعاري و حماسي نداشته باشد. به عبارت ديگر اين حس را كه «من آنم كه رستم بود پهلوان» در آن به چشم نيايد.
اما فيلم جواد شمقدري براي آقاي احمدينژاد با همين حال و هوا ساخته شد و اتفاقا تاثير خودش را هم گذاشت؟
اصلا اينطور نيست، شما به دور اول انتخابات توجه كنيد ببينيد چه كسي بيشترين راي را آورد، او كسي نبود جز آقايهاشمي.
اما اين حالتي كه شما به آن اشاره ميكنيد در فيلمي كه سال 76 سيف اله داد براي آقاي خاتمي ساخت، وجود داشت.
نه؛ اتفاقا آن سال اگر يادتان باشد مهمترين چيزي كه پس از اين فيلم در بعضي تماشاگران بهوجود آمده بود، اين بود كه حتي ميخواستند به لبخند آقاي خاتمي راي بدهند. هيچ كس تا قبل از اين فيلم با آقاي خاتمي اينطور برخورد نميكرد. در فيلم تبليغاتي آقايهاشمي هم همين حالت وجود داشت. يادم است آن زمان به آقايهاشمي ميگفتيم كه از موضع فردي كه مسئول است و مقام بالايي دارد بيايند پايين و ارتباط نزديكتري با تماشاگر برقرار كنند. به ايشان ميگفتيم محاورهاي صحبت كنند. همين كه مردم احساس كنند كه اين آدم مثل خودشان است به او راي ميدهند. در صورتي كه عقل حكم ميكند به كسي كه مثل خودت است راي ندهي. بايد به كسي راي بدهي كه نخبه باشد مثل خودت نباشد از تو بالاتر باشد ولي در ايران برعكس است؛ در ايران ميگويند كه اين ميفهمد ما چه ميكشيم و بايد به او راي دهيم. اما در مورد هر كانديدايي نميتوان اين كار را كرد يعني هر كاري بكني نميتوان او را تبديل كرد به آدمي كه از موضع بالا فرود آمده و بايد بين همين آدمها زندگي كند. در ايران بايد كاري كني كه قلب رايدهندهها تحت تاثير قرار گيرد وگرنه نميتواني عقلشان را به اين راحتي متاثر كني و بر اساس عقلش راي بدهد.
پيش از ساخت فيلم انتظار چنين همكاري و برخوردي را از آقاي هاشمي داشتيد؟
نه فكر ميكردم آقاي هاشمي به اين راحتي تن نميدهد. وقتي شما به طور مثال از آقاي انتظامي ميخواهيد فيلم مستند بسازيد اما و اگرهايي دارد اما آقايهاشمي حتي يك بار هم به ما نگفت كه چرا اين پلان را ميگيريد. بعضي وقتها ميگفتيم اين كار را دو، سه بار انجام بدهيد و بنده خدا شكايتي نكرد و واقعا همكاري ميكردند.
چند روز تصويربرداري طول كشيد؟
در مجموع حدود ده روز تا دو هفته طول كشيد.
فكر ميكنيد در دور دوم انتخابات چقدر پخش دوباره فيلم تاثيرگذار بود؟
من معتقدم در دور دوم، فيلم انتخاباتي نبود كه تاثيرگذار باشد بلكه شگرد، سياست و عملكرد گروهها بود كه موثر بود. اصولا در دور دوم معادلات ديگري تعيينكننده است. در دوره دوم مناظرهاي هم بين كانديداها صورت نميگرفت. اساسا فكر ميكنم در دور دوم ديگر تبليغات كاركرد خودش را از دست ميدهند. در دور دوم بايد بگذاريد مردم تصميم خودشان را بگيرند كاركرد تبليغات تمام ميشود. در دور اول هر چيزي كه ميخواستيم بگوييم گفتيم.
به طور كلي چقدر ساخت فيلم تبليغاتي را در پيروزي يك نامزد انتخاباتي موثر ميدانيد. در مقايسه با سفرهاي انتخاباتي، پخش پوستر، تراكت و. . . نمايش فيلم در چه جايگاهي قرار ميگيرد؟
به نظر من در اندازه هر كدام از اين كارها كه انجام ميگيرد كاركرد خاص خود را دارد. تلويزيون خيلي تعيينكننده است همانطور كه سفر استاني هم تعيينكننده است. ا گر نامزدي بگويد كه فيلم نميسازم و بين مردم ميروم و مناظره ميكنم ممكن است يك پله عقب بماند دليلش اين است كه هر كدام از اينها مخاطبان خاص خودشان را دارند. يعني آن كسي كه از طريق فيلم تحت تاثير قرار ميگيرد احتمالا مناظره رويش خيلي تاثير نميگذارد و بخشي از ارتباط با مخاطب خاص خودش را از دست ميدهد.
چقدر نام و جايگاه كارگردان را در اقبال مردم به فيلم موثر ميدانيد؟
اين هم نكته تعيينكنندهاي است. فرض كنيد رضا كيانيان، سيمين معتمدآريا و پرويز پرستويي فيلم انتخاباتي آقاي قاليباف را بسازند. اين نامها خيلي تاثير گذارند. يعني همانطور كه فيلم ميتواند موثر باشد اين نامها هم در كنار آن اهميت دارند. البته اگر بگوييم اين فيلم را درويش يا افخمي ميسازد تاثير چنداني در روستاهاي دورافتاده نخواهد داشت اما در اصفهان، شيراز، مشهد، كاشان و. . . تعيينكننده است.
ارتباط شما با آقاي هاشمي بعد از ساخت اين فيلم ادامه پيدا كرد؟
به طور جدي نه. براي ساخت «پاداش» با ايشان تماس گرفتيم چون بايد به عربستان ميرفتيم و نياز به همكاري داشتيم. از اين طريق امكاناتي را برايمان فراهم كرد. در مورد ديگري آقايي از فرانسه با گروهي به ايران آمده بود و ميخواست مستندي بسازد و با آقاي هاشمي تماس بگيرد از طريق خانه سينما به من وصل شد و قراري با من گذاشتند و كمكشان كردم.
فكر ميكنيد چقدر فيلم تبليغاتي شما در افزايش راي آقاي هاشمي تاثير داشت؟
فكر ميكنم تاثير زيادي گذاشت. شايد اگر اين فيلم نبود در دور اول آقاي هاشمي نفر اول نميشد. به دلايل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و هر دليل ديگري فاصلهاي بين آقاي هاشمي و توده مردم وجود داشت و اگر يك چنين كار تبليغاتي درباره ايشان انجام نميشد اين مقدار راي را نميآوردند، اما بعضيها برعكس نظر دارند و ميگويند كه اين فيلم باعث شد آقاي هاشمي راي قاطع نياورد با اين حال نظرم كاملا مخالف اين افراد است.
اگر از طرف نامزدي كه انتخاب شما نبود، دعوت به كار ميشديد بازهم ساخت فيلم او را قبول ميكرديد؟
حقيقتش اين است كه من اصلا در دور اول انتخابات شركت نكردم و راي ندادم، شناسنامهام را نگاه كنيد براي دور اول مهر ندارد ولي براي دور دوم دارد چون در آن دوره هيچكدام از كانديداها ايدهآل من نبودند ولي با اين حال ساخت فيلم انتخاباتي آقاي هاشمي را قبول كردم. البته آن دوره از طرف كانديداي ديگري هم پيشنهاد داشتم، اما گفتم كه كار دارم و نميتوانم، ولي پيشنهاد براي ساخت فيلمي درباره آقاي هاشمي شرايط ديگري دارد. به هرحال شخصيت آقايهاشمي براي من جذاب بود و به عنوان يك فيلمساز هميشه دوست داشتم فرصتي پيش بيايد تا درباره چنين شخصيتي فيلم بسازم. اگر به من بگويند برو با يك نقاش خيلي بزرگ و نويسنده و يا فيلسوف خيلي بزرگ آشنا شو و يك فيلم كوتاه راجع به او بساز نه نميگويم. فيلسوفهاي بزرگ هيچ نسبتي با كار ما ندارند ولي وقتي ميتوانم بروم و با آنها از نزديك آشنا شوم براي من اين كار اهميت پيدا ميكند، چون او آدم خاصي است. هاشمي هم از نظر من يك چنين آدمي است.
در انتخابات اين دوره شركت ميكنيد؟
در اين دوره از انتخابات حتما شركت ميكنم و به كانديداي مورد نظرم راي ميدهم. شما هم تلاش كنيد واقعا آراي خاموش را به حضور در انتخابات ترغيب كنيد.
«سامان مقدم» با اشاره به فيلم «اخراجيها2» گفت: مسعود دهنمكي پيش از اين كه فيلمسازي را شروع كند، در زمينههاي ديگر هم پديده بود. موفقيت «اخراجيها» بيش از آن كه به ساختمان فيلم ارتباط داشته باشد، به شخصيت خود سازنده اثر برميگردد.
«سامان مقدم» با اشاره به درج مصاحبهاي كه به صورت جعلي در يك روزنامه با وي انجام شده است، گفت: يكي از روزنامههاي اقتصادي گفتوگويي با من منتشر كرده كه طي آن نظراتي كذب عليه «اخراجيها2» از زبان من به چاپ رسانده است و من از اين اتفاق متأسفم.
وي در ادامه به اظهار نظر درباره «اخراجيها» پرداخت و گفت: به نظر من «اخراجيها2» كمدي سروشكل داري است كه ركورد فروش را حداقل تا 10 سال آينده مال خود كرده است. اين اتفاق كوچكي نيست، از نگاه من بسيار ستودني هم هست.
سامان مقدم، «دهنمكي» را يك پديده دانست و گفت: «دهنمكي» پيش از اين كه فيلمسازي را هم شروع كند، در زمينههاي ديگر هم پديده بود. موفقيت «اخراجيها» بيش از آن كه به ساختمان فيلم ارتباط داشته باشد، به شخصيت خود سازنده اثر برميگردد.
وي با بيان اين مطلب كه بعضي از سينماگران كه امروز به «اخراجيها» ميتازند با دهنمكي ديروز فرقي ندارند، گفت: اين در حالي است كه عصيبت «دهنمكي» ديروز از اعتقاداتاش ميآمد اما عصبيت امروز برخي سينماگران نه از روي اعتقاد كه بر حسب حسادت محض است.
كارگردان «كافه ستاره» در انتهاي سخنانش گفت: با آن كه من و آقاي دهنمكي به لحاظ نگاه و عقيده دو دنياي جدا از هم داريم، اما از صميم قلب براي ايشان آرزوي موفقيت ميكنم...
«اخراجيها 2» به كارگرداني مسعود دهنمكي با فروش بيش از 438 ميليون تومان در 4 روز نخست سال 88 پرفروشترين فيلم اكران نوروزي است.
«سوپراستار» به كارگرداني تهمينه ميلاني نيز با فروش 63 ميليون توماني، دومين فيلم پرفروش نوروز 88 است.
فيلم سينمايي «وقتي همه خوابيم» به كارگرداني بهرام بيضايي در 4 روز نخست اكران خود 40 ميليون تومان فروخت و «بيست» عبدالرضا كاهاني در همين مدت فروشش به مرز 40 ميليون تومان نزديك ميشود.
به گزارش ايسنا، اين آمار فروش كه تا شب گذشته ـ 4 فروردين ماه در تهران است ـ توسط «هدايت فيلم» پخشكنندهي «سوپراستار» و «اخراجيها 2» و فيلميران پخشكنندهي «بيست» و «وقتي همه خوابيم» اعلام شده است.
«اخراجيها 2» كه با فروش نزديك به 500 ميليون تومان اين روزها به نمايش درآمده است با فاصلهي بيشتري از ساير فيلمهاي نوروزي، پرفروشترين فيلم نوروزي است.
در «اخراجيها 2»، اخراجيها اسير ميشوند، دشمن درصدد است تا از ايشان بهرهبرداري تبليغاتي بكند.
در اين فيلم اكبر عبدي، امين حيايي، سيد جواد هاشمي، سپند امير سليماني، حسام نواب صفوي، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، شيلا خدا داد و... به ايفاي نقش ميپردازند.
دهنمكي ميگويد: «اخراجيها» بستري براي مناسبات جنگ و تحولات و سلوكي است كه براي انسان اتفاق ميافتد. در فيلم با همه شوخي ميشود و هواپيما هم ميتواند نماد جامعهي ايراني باشد. اين فيلم اداي دين به اسيران و مفقودان است.
«سوپراستار» جديدترين ساختهي تهمينه ميلاني با اقتباس از كتاب «هرمانهسه» دربارهي هنرپيشهاي است كه با رسيدن به قدرت و شهرت دچار غرور و خودخواهي ميشود.
اين فيلم به تهيهكنندگي محمدنيكبين است كه در آن شهاب حسيني، نسرين مقانلو، ليلا زارع، رضا رشيدپور، السا فيروزآذر، فريبا كوثري ، فتانه ملك محمدي، محمدرضا شريفينيا و افسانه بايگان به ايفا نقش پرداختند.
تهمينه ميلاني گفته است: فيلم «سوپراستار» دربارهي سينما نيست؛ اما چون شخصيت اصلي فيلم يك «سوپراستار» سينماست، طبيعتا بخشي از حاشيههاي زندگي او سينما است.
«بيست» جديدترين فيلم عبدالرضا كاهاني قصه يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول بهكارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است 20 روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد...
پرويزپرستويي، مهتاب كرامتي، عليرضا خمسه، مهران احمدي ، عليرضا حسيني و فرشته صدرعرفايي ، حبيب رضايي بازيگران اصلي «بيست» به تهيه كنندگي پوران درخشنده هستند.
و اما «وقتي همه خوابيم» آخرين ساخته بهرام بيضايي درباره يك برخورد تصادفي است.
مژده شمسايي، عليرضا جلالي تبار، حسام نواب صفوي، شقايق فراهاني، هدايت هاشمي، سحر دولتشاهي، مجيد مظفري، حسين محباهري، رضا مختاري، افشين خورشيدباختري، اميركاوه آهنينجان، عليرضا اوليايي، رضا ديلمي، محمد رضايي راد و ... جلوي دوربين اصغر رفيعي جم در اين فيلم رفتند.
بيضايي پس از اين فيلم «سگكشي» قصد داشت تا «لبه پرتگاه» را بسازد، اما اتفاقاتي که در مرحله پيش توليد رخ داد منجر به توقف آن شد و دوسال گذشته «وقتي همه خوابيم» را جلوي دوربين برد.
به گزارش ايسنا، برخلاف آنچه پيش از تعطيلات اعلام شد، «درباره الي» اصغر فرهادي در اكران نوروزي به نمايش عمومي درنيامد و اين روزها «بيست» عبدالرضا كاهاني در گروه سينمايي آفريقا به نمايش درآمده است.
90 فيلم سينمايي و تلويزيوني در تعطيلات نوروزي سال 88 از شبكههاي مختلف سيما پخش خواهد شد.
جشنواره نوروزي فيلمهاي سيما از سه شنبه 27 اسفندماه آغاز و تا جمعه 14 فروردين ماه ادامه خواهد داشت.
بنابر اين گزارش، اسامي فيلم هاي نوروزي سيما به تفكيك شبكه به شرح زير است:
**شبكه يك سيما:
فيلمهاي سينمايي آغاز سحرگاه(27اسفند)، كودك و روباه(29اسفند)، بماني هفتم(30 اسفند)، هياهوي بچهها(1فروردين)، ماه قرمز(2 فروردين)، مكزيكي(3 فروردين)، عنكبوت و رز(4 فروردين)، گراناز(5 فروردين)، ميليونر زاغهنشين(6 فروردين)، بيگانهاي پشت در(7فروردين)، رفتن به خانه(8 فروردين)، بيرون از بهشت(9 فروردين)، پرنده كوچك(10 فروردين)، خشاب خالي(11فروردين)، بهار شيرين(12 فروردين)، دختر جوان و گرگها (13 فروردين)و پايان بازي(14 فروردين) از شبكه يك سيما پخش خواهند شد.
فيلم سينمايي روز چهارشنبه 28 اسفندماه اين شبكه هنوز مشخص نشده است.
**شبكه دو سيما:
فيلمهاي سينمايي راه حل نهايي(27اسفند)، توطئه 1(28اسفند)، توطئه 2(29اسفند)، كلاه چرميها(30 اسفند)، ماه از روي سكو(1فروردين)، دنياي بدون دزدها(2 فروردين)، حول حالنا1و2(3 فروردين)، من و شيطان(5 فروردين)، مانگرو(6 فروردين)، شكست(7فروردين)، اينجا بودن(8 فروردين)، عيد به خانه ميآيد(10 فروردين)، حلقه(11فروردين)، تجارت جهاني(12 فروردين)، آقاي سه هزار(13 فروردين) و ماجراي دسپرو(14 فروردين) از شبكه دو سيما بهروي آنتن خواهند رفت.
فيلمهاي سينمايي روز سه شنبه 4 فروردين و يكشنبه 9 فروردين ماه شبكه دو سيما هنوز مشخص نشده است.
**شبكه سه سيما:
فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني همكار جاسوس من(27 اسفند)، بدو بدو(28 اسفند)، دار و دسته فوتباليستها(29 اسفند)، ده رقمي(30 اسفند)، بچههاي آسمان(1 فروردين)، همسر دلخواه من(2 فروردين)، موميايي 3(3فروردين)، پسرها سرباز بهدنيا نميآِيند(4 فروردين)، مردي بهنام ييپ(5فروردين)، اي دوست مرا بهخاطر آور(6 فروردين)، شواليه تاريكي(7 فروردين)، رفيق بد(11 فروردين)، سرشاخ(12 فروردين)، خط آبي باريك(13 فرودين) و قهرمان تحت تعقيب (14فروردين) از شبكه سه سيما پخش خواهند شد.
شبكه سه سيما روز 8 فروردين ماه به دليل پخش زنده مسابقات فوتبال فيلم سينمايي نخواهد داشت و فيلمهاي روزهاي 9 و 10 فروردين ماه نيز هنوز مشخص نشدهاند.
**شبكه چهار سيما:
فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني غار(27 اسفند)، با شركت پانچوويلا(28 اسفند)، در آينه(29 اسفند)، هواپيماها، قطارها و اتومبيلها(1فروردين)، مسافران فضا(2 فرودين)، نخست وزير(3 فروردين)، غبار(5فروردين)، كليدهاي خانه(6 فروردين)، جزيره مسكوني(7فروردين)، ضيافت چيني(9 فروردين)، نه فرشته(10 فروردين)، مكس پين (13 فروردين) و گومورا(14 فروردين) روي آنتن شبكه چهار سيما خواهد رفت.
فيلمهاي سينمايي اين شبكه در روزهاي جمعه 30 اسفند،سه شنبه 4، سه شنبه11 و چهارشنبه 12 فروردين هنوز مشخص نشدهاند.
**شبكه تهران:
فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني مارهاي آناكوندا(27 اسفند)، الواح زرين(28 اسفند)، دره گرگها(29 اسفند)، چند روز مهرباني(30 اسفند)، تحت تعقيب(1فروردين)، بهنام پادشاه(2 فروردين)، هالك 2(3فروردين)، چاپلين(6 فروردين)، ترانسپورتر3(7 فروردين)، به شمال خوش آمديد(11 فروردين)، آب و آينه(12 فروردين)، از بچهها اجازه بگيريد(13 فروردين)و كلاهبرداران(14 فروردين) فيلمهاي نوروزي شبكه تهران هستند.
از امروز 12 اسفند تا روز آخر جشنواره فیلم فجر، هر روز 5 فیلم سینمایی در سالن شهر فرنگ سینما آزادی واقع در خیابان شهید بهشتی، به نمایش درمیآید و در میان این فیلمها، آثار جالب توجهی از جمله «درباره الی»، «نسل جادویی»، «شما تنها دو بار زندگی میکنید»، «ماهوش» و دیگر آثار کمتر به نمایش درآمده یا درنیامده سینمای ایران اکران میشوند. امیر قادری هم به عنوان منتقد مهمان در آغاز هر نمایش این فیلمها را برای تماشاگران معرفی خواهد کرد. فیلمهای روز اول از این قرار است: سئانس 15: بیست به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، 17: شبانه روز به کارگردانی کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، 19: تنها دو بار زندگی میکنید به کارگردانی بهنام بهزادی و بالاخره 21: گراناز به کارگردانی عباس رافعی. ورود برای عموم آزاد است. برای اطلاع از برنامه کامل این سینما در روزهای آینده و باقی سالنهای سینما میتوانید به نشانی اینترنتی urbanfilmfest.com مراجعه کنید.




بهترينهاي بيست و هفتمين دوره جشنواره فيلم فجر معرفي شدند و بر اين اساس، فيلم «ترديد» به عنوان بهترين فيلم جشنواره برگزيده شد و «عيار14» جايزه ويژه هيأت داوران را به دست آورد.
نتايج اين دوره جشنواره كه برپايي آن در تالار كشور ادامه دارد، عبارتند از:
بهترين فيلم: ترديد (به تهيهكنندگي سعيد سعدي)
جايزه ويژه هيأت داوران: عيار14(تهيهكننده: پرويز شهبازي)
نامزد بهترين فيلم:
---------------------
بيست (به تهيهكنندگي پوران درخشنده)، پستچي سه بار در نميزند (به تهيهكنندگي جواد نوروزبيگي)، ترديد (به تهيهكنندگي سعيد سعدي)، درباره الي... (به تهيهكنندگي اصغر فرهادي)، زادبوم (به تهيهكنندگي ابوالحسن فرهادي)، وقتي همه خوابيم (به تهيهكنندگي بهرام بيضايي)
بهترين كارگرداني: اصغر فرهادي(درباره الي...)
نامزدهاي بهترين كارگرداني:
-------------------------------
عبدالرضا كاهاني (بيست)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، بهرام بيضايي (وقتي همه خوابيم)، اصغر فرهادي (درباره الي ...)
بهترين فيلمنامه: فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)
نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
------------------------------
حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني (بيست)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (درباره الي...)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14)
بهترين بازيگر نقش اول زن: ليلا حاتمي (بيپولي)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن
---------------------------------------
ليلا حاتمي (بيپولي)، ترانه عليدوستي (ترديد)، باران كوثري (حيران)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، مونا احمدي (كودك و فرشته)
بهترين بازيگر نقش اول مرد:شهاب حسيني (سوپر استار)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد
------------------------------------------
پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (درباره الي...)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عيار 14)
بهترين بازيگر مكمل زن: مهتاب كرامتي (بيست)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن
----------------------------------------------
مهتاب كرامتي (بيست)، ليلا زارع (پستچي سه بار در نميزند)، مريلا زارعي (درباره الي....)، پگاه آهنگراني (زادبوم)، طناز طباطبايي (صداها)
بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: عليرضا خمسه (بيست)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
------------------------------------------------
عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي...)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته)
بهترين چهرهپردازي: سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)
نامزدهاي بهترين چهرهپردازي
------------------------------------
سعيد ملكان (پستچي سه بار در نميزند)، محمدرضا قومي (ترديد)، مهرداد ميركاني (درباره الي....)، سودابه خسروي (شبانه روز)، سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)
بهترين جلوههاي ويژه: داوود رسوليان (به كبودي ياس)
نامزدهاي بهترين جلوههاي ويژه
--------------------------------------
داوود رسوليان (به كبودي ياس)، عباس شوقي (پستچي سه بار در نميزند)، جواد شريفيراد (كودك و فرشته)، جواد شريفي راد (موش)
بهترين طراح صحنه و لباس: ايرج رامينفر، آتوسا قلمفرسايي (وقتي همه خوابيم)
نامزدهاي بهترين طراح صحنه و لباس
-------------------------------------------
اصغر نژاد ايماني (پنالتي)، امير اثباتي (ترديد)، آتوسا قلمفرسايي (صداها)، سعيد آهنگراني (كودك و فرشته)، ايرج رامينفر، آتوسا قلمفرسايي (وقتي همه خوابيم)
بهترين تدوين: حسن حسندوست (پستچي سه بار در نميزند)
نامزدهاي بهترين تدوين:
----------------------------
حسن حسندوست (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، هايده صفي ياري (درباره الي....)، محمدرضا موييني (كودك و فرشته)، بهرام بيضايي، سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم)
بهترين موسيقي متن: كارن همايونفر (زادبوم)
نامزدهاي بهترين موسيقي
----------------------------
فردين خلعتبري (پستچي سه بار در نميزند)، عليرضا كهنديري (حيران)، كارن همايونفر (زادبوم)، ناصر چشمآذر (سوپر استار)، محمدرضا درويشي (وقتي همه خوابيم)
بهترين فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي (شبانهروز)
نامزدهاي بهترين فيلمبرداري
-----------------------------------
ساعد نيكذات (پنالتي)، بهرام بدخشاني (ترديد)، حسين جعفريان (درباره الي)، عليرضا زريندست (سوپر استار)، مرتضي پورصمدي (شبانهروز)
گزارشهاي تكميلي در ادامه ارائه خواهد شد.
نشست خبري فيلم سينمايي «اخراجيهاي 2» با حضور عوامل اين فيلم شامگاه گذشته در سينما فلسطين برگزار شد.
در اين نشست مسعود دهنمكي كارگردان فيلم دربارهي ضرورت ساخت قسمت دوم «اخراجيها»، گفت: از بچگي ميخواستم كارهايي را انجام بدهم و بنويسم و چند كار را براي آينده داشتم كه تعداد آن به عدد 10 نميرسيد كه «فقر و فحشاء» و اين دو «اخراجيها» از آنها هستند و اميدوارم بهزودي اين كارهايم به اتمام برسد.
وي با بيان اينكه تصميم گرفته است تا روز اكران دربارهي درونمايهي فيلم صحبت نكند، اظهار داشت: فيلم برداشت آزادي از يك اتفاق است و بحث ادبيات بازداشتگاهي كه جاي كار داشت. در واقع مجموع آثاري كه از اسارت، طبقهبندي ميشود.

بهترین فیلم جشنواره بیست و هفتم؟ شوخی میکنید؟ فقط همین؟ ساعت دو نیمه شب است و درباره الی الان تمام شده و باید دربارهاش خیلی بیشتر از اینها فکر کنیم و خیلی بیشتر از اینها بنویسیم. فعلا فقط این را داشته باشید که درباره الی، به کارگردانی اصغر فرهادی را باید در مقیاس بهترینهای تاریخ سینمای ایران و بهترینهای سال 2008 میلادی (و نه فقط در حوزه سینمای ایران) سنجید. بزرگ فیلمی است حیرتانگیز. تعریفی که ما از سینمای مدرن و متفاوت داریم. همان فیلمی که میشود آن ابهام بزرگ عزیز را دروناش کشف کرد، اما نمیتوان به کف آورد. و این فرصتی است برای ما تا تلقیمان را از سینمای مدرن رو کنیم. در جشنوارهای که اغلب فیلمها میخواهند تمام کوتاهیها و کمبودهایشان را با توسل به عباراتی مثل همین مدرن و متفاوت بپوشانند. آن حجم مبهم غیر قابل توصیف، درون فیلمی وجود دارد که خیلی ساده شروع میشود و خیلی ساده پیش میرود و از این هم سادهتر تمام میشود. اما همواره، آن وجود مبهم چون ابری در فضای بالای سر ما در سالن سینما پرواز میکند، گاهی فکر میکنیم میبینیماش، اما فرود نمیآید، و فرار میکند.
درباره این فیلم نمیشود زود دربارهاش قضاوت کرد. نه به این دلیل که ارزشاش مشخص نیست (که در این باره شک نداشته باشید)، به این خاطر که تحلیل اثر کار سادهای نیست. و تحلیل این فیلم مثل هر اثر مدرن دیگری، به قول دیوید بوردول گستراندن ابهام آن است تا معنا کردناش. (نصفه شبی درست یادم است؟ مجید اسلامی ده سال پیش در نقدی بر سینمای آنتونیونی، چنین چیزی را نقل کرده بود.) ندیدهام کارگردانی که به اندازه اصغر فرهادی، پیشرفتاش محسوس باشد. فیلم به فیلم و رو به جلو. حتی فاصله فیلم خوب چهارشنبه سوری هم با این یکی فراوان است. بعد از مورد تقریبا مایوس کننده دایره زنگی (که البته فرهادی فقط فیلمنامهاش را نوشته بود) حالا این بازگشتی فوقالعاده برای فیلمسازی است که این قدرها هم دیگر ازش انتظار نداشتیم. از الان میتوانیم قلممان را صابون بزنیم برای نوشتن نقدی لذیذ با مقایسهای میان ماجرای آنتونیونی و درباره الی اصغر فرهادی، یا از آن هم جذابتر: درباره الی به مثابه یک فیلم نوآر. (حواستان بود؟ هم کارآگاه داشت، هم جنایت، هم گروه آدمهای مشکوک و مظنون.)
و خدا خودش کمک کند که فیلم را با تحلیلهای دست پایین اخلاقی دست کم نگیریم و کوچکاش نکنیم. البته درباره الی اثری اخلاقی است، اما شبکه پیچیدگیهای اخلاقی آن، بعید میدانم به پاسخ درست و روشنی برسد و این تازه لایه نخست فیلمنامه بسیار ساده و در عین حال بسیار پیچیده آن است. بعد تازه میرسیم به اجرای درجه یک فرهادی با آن تسلط محشری که بر میزانسنهایش دارد و به نظرم درباره الی، میتواند از این زاویه، یکی از بهترین نمونههای تدریس باشد. چطور فرهادی رد حرکت بازیگران در هر نما را طراحی میکند، تداوم نماها چطور رعایت میشود و سیر نماهای فیلم چگونه مسیر نگاه تماشاگر را تغییر میدهد؛ بی آن که تماشاگر متوجه کلکهای متوالی فیلمساز در پناه این ظاهر به شدت ساده شود. درباره الی به خصوص به این درد میخورد که متوجه باشیم هنوز میشود فیلمهای باورپذیری ساخت، بی آن که ذرهای از واقعنمایی ظاهر کار کاسته شود. از این بهتر نمیشود. فرهادی و بازیگراناش و فیلماش نشان افتخار ما در جشنواره برلین هستند. مسافر عزیز ما هستند. داریم پزشان را میدهیم.
فقط کاش اصغر فرهادی میتوانست ذهناش را کاملتر از آن چیزی که الان هست، بکند. فرهادی همان جور که توانایی نمایش طبقه متوسط گناهکار امروز ایران را دارد، همان جور که میتواند این قدر خوب نگاه کند و چنین ظریف، رگههای گناه و تباهی پنهان را در زندگی روزمره ما بجورد، در عین حال باید بتواند مردان و زنان دوست داشتنی دیگری را هم خلق کند. این همان کاری است که سالهای سال داریوش مهرجویی انجام داده است. همه این تباهیها را دیده است و باز اعتقادش را به ذات مقدس انسان از دست نداده است.
این ده روز باید اوج کار ما بود ولی می بینید که هیچی آپ نکردم. چون من تو این مدت
از این سینما در می اومدمو می رفتم تو اون سینما.(بی کاریه میان ترمه دیگه)
فیلما تا الان خوب نبودن ولی بدم نبودن. خلاصه امروز نامزدها هم معرفی شدند.
که لیست آنها رو در ادامه قرار می دم.
در پایان از مینا خانم بابت برنامه سینماها معذرت خواهی می کنم.(وقت نکردم)
با اعلام نامزدهاي سيمرغ بلورين بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر فيلمهاي «دربارهي الي» و «ترديد» هر كدام با نامزدي در ده رشته بيشترين نامزدهاي دريافت جايزه هستند.
در فاصلهي يك روز به پايان جشنوارهي بيست و هفتم فيلم فجر نامزدهاي سيمرغ بلورين به شرح ذيل اعلام شده است:
چهرهپردازي: سعيد ملكان (پستچي سه بار در نميزند)، محمدرضا قومي (ترديد)،مهرداد ميركياني (دربارهي الي)، سودابه خسروي (شبانهروز)، سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)
جلوههاي ويژه: داوود رسوليان (به كبودي ياس)، عباس شوقي (پستچي سه بار در نمي زند)، جواد شريفي راد (كودك و فرشته)، جواد شريفي راد (موش)
طراحي صحنه و لباس: اصغر نژاد ايماني (پنالتي)، امير اثباتي (ترديد)، آتوسا قلمفرسايي (صداها)، سعيد آهنگراني (كودك و فرشته)، ايرج رامينفر و آتوسا قلم فرسايي ( وقتي همه خوابيم)
صداي فيلم: حسين ابوالصدق (پستچي سه بار در نميزند)، پرويز آبنار (ترديد)، حسن زاهدي (دربارهي الي)، ماني هاشميان (شبانهروز)، پرويز آبنار (صداها)
تدوين: حسن حسندوست (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، هايده صفيياري (دربارهي الي)، محمدرضا موييني (كودك و فرشته)، بهرام بيضايي و سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم)
موسيقي: فردين خلعتبري (پستچي سه بار در نميزند)، عليرضا كهنديري (حيران)، كارن همايونفر (زادبوم)، ناصر چشمآذر (سوپراستار)، محمدرضا درويشي (وقتي همه خوابيم)
فيلمبرداري: ساعد نيكذات (پنالتي)، بهرام بدخشاني (ترديد)، حسين جعفريان (دربارهي الي) ، عليرضا زريندست (سوپر استار)، مرتضي پورصمدي (شبانه روز)
بازيگر نقش اول زن: ليلا حاتمي (بيپولي)، ترانه عليدوستي (ترديد)، باران كوثري (حيران)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، منا احمدي (كودك و فرشته)
بازيگر نقش اول مرد: پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (دربارهي الي)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپراستار)،محمدرضا فروتن (عيار 14)
بازيگر نقش مكمل زن: مهتاب كرامتي (بيست)، ليلا زارع (پستچي سه بار دست نميزند)، مريلا زارعي (درباره الي)، پگاه آهنگراني (زادبوم)، طناز طباطبايي (صداها)
بازيگر نقش مكمل مرد:عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته)
فيلمنامه: حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني براي «بيست»، وارژ كريم مسيحي (ترديد) اصغر فرهادي (درباره الي)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14)
كارگرداني: عبدالرضا كاهاني (بيست)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (دربارهي الي)، تهمينه ميلاني (سوپراستار)، بهرام بيضايي (وقتي همه خوابيم)
بهترين فيلم: (بيست ) به تهيهكنندگي پوران درخشنده، (پستچي سه بار در نميزند) به تهيه كنندگي جواد نوروز بيگي، (ترديد) به تهيهكنندگي سعيد سعدي، (دربارهي الي) به تهيهكنندگي اصغر فرهادي، (زاد بوم) به تهيه كنندگي ابوالحسن داودي، (وقتي همه خوابيم) به تهيه كنندگي بهرام بيضايي
علاوه بر «ترديد» و «دربارهي الي» فيلمهاي «پستچي سه بار در نميزند» در هفت رشته، «وقتي همه خوابيم» و «بيست» در شش رشته، «زادبوم»، «سوپراستار»، «كودك و فرشته» در پنج رشته از جمله فيلمهايي هستند كه در بيشترين بخشها نامزد دريافت سيمرغ بلورين شدهاند.
برگزيدگان بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر سهشنبه 22 بهمن ماه در ساعت 19 در تالار بزرگ كشور معرفي خواهند شد.
احمد شاهوند در فاصله كمتر از 16 روز مانده به جشنواره فيلم فجر،نظر سنجي را در سي نت قرار داد با اين عنوان: از همه بيشتر منتظر تماشاي كدام فيلم در جشنواره بيست و هفتم هستيد؟
پيشتاز اين نظرسنجي تا بدين جاي كار فيلمي است با نام "درباره الي"كه بنا به دلايل بسياري مدتهاست مشتاقان بسياري چشم انتظار تماشايش هستند. نه فقط بخاطر حضور دو ستاره بي بديل سينماي ايران (گلشيفته و ترانه) بلكه بخاطر نگاه و تخصص ويژه كارگرداني كه پيش از اين با مجموعه داستان يك شهر،شهر زيبا و چهارشنبه سوري توانائي هاي خويش را به اثبات رسانده است.
راستش پس از كوچ غافلگير كننده گلشيفته فراهاني،بيش از هر چيز نگران سرنوشت اين فيلم بوديم. از طرفي دوست نداشتيم با مطرح ساختن اين فيلم حساسيت ها را زياد كنيم و از طرف ديگر آرزو مي كرديم لااقل براي يك بار هم كه شده چشممان به جمال فيلم روشن شود. به همين خاطر جشنواره بيست و هفتم را بهترين فرصت براي ملاقات با "درباره الي"مي دانستيم. بخصوص آنكه پس از خبر حضور فيلم در جشنواره برلين،خبرهاي خوبي از نمايش فيلم در جشنواره فجر نيز از هر سو به گوش مي رسيد.
اما انگار زيادي خوش باور بوديم. با اعلام اسامي فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه مشخص شد كه "درباره الي" در كنار "صد سال به اين سال ها"،"پاداش"،"كتاب قانون" و فرزند صبح جايي در جشنواره امسال نخواهد داشت.
حالا بيش از هر چيز منتظر آن هستيم كه هيات انتخاب فيلم ها،علت عدم نمايش اين فيلم را به طور شفاف اعلام كنند. گمان نمي كنم بهانه هاي واهي نظير عدم داشتن پروانه نمايش يا كوچ فلان هنرپيشه معروف يا ... دليل مناسبي براي كنار ماندن "درباره الي" باشد. حيف است كه اصغر فرهادي را نيز همچون داريوش مهرجوئي به گوشه عزلت تبعيد كنيم ... حيف است ... نيست؟

دانشجوياني كه بعضي از آنها از روزهاي قبل در صف خريد بليتهاي جشنواره بودهاند، با روشن كردن آتش در خيابانها خوابيدهاند.
شروع پيش فروش بليتهاي دانشجويان در سومين روز پيش فروش بليتهاي جشنواره باعث شلوغي و ازدحام عجيبي در حوالي سينما فلسطين (سينماي رسانههاي جمعي) شده است.
دانشجوياني كه بعضي از آنها از روزهاي قبل در صف بودهاند و با روشن كردن آتش در خيابانها خوابيدهاند از امروز خريد بليت را شروع كردهاند و صفهاي دانشجويان تا چند صد متر دورتر از سينما از هر طرف گسترده شده است.
البته با توجه به حضور نيروي انتظامي هيچ اتفاق و درگيري فيزيكي در اين صفها رخ نداده است اما شلوغ بودن بيش از حد پياده رو خيابان طالقاني در مقابل سينما فلسطين عبور و مرور را بسيار سخت كرده است. اما درون سينما نظم و ترتيب بيشتري حكمفرماست ودانشجويان پس از گرفتن نوبت مقابل در ورودي منتظر نوبت خود ميمانند و در طول اين مدت از بين گروههاي چهارگانه مسابقه سينماي ايران يا گروههاي سه گانه مسابقه سينماي بينالملل آثار مورد نظر خود را انتخاب ميكنند.
بعضي از دانشجويان از كند بودن سيستم فروش بليتها گلهمندند اما واقعيت اين است كه ازدحام بيش از حد سالن سينما فلسطين مانع افزايش سرعت در فروش بليتها ميشود.
* شفيعي: ديروز و امروز 24100 قطعه بليت فروخته شد
محمد شفيعي مدير فروش بليتهاي جشنواره و مدير برنامهريزي و فناوري بنياد سينمايي فارابي در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد تعداد بليتهاي فروش رفته در طول روزهاي پيش فروش گفت: در روز گذشته كه اختصاص به خبرنگاران و هنرمندان بود 17 هزار قطعه بليت به فروش رفت كه البته سقف تعيين شده براي اين روز 30 هزار بليت بوده است و از ساعت 8 صبح امروز تا به حال 4 هزار قطعه بليت در بخش مسابقه سينماي ايران فروخته شده و كل بليتهاي فروخته شده در امروز تا به حال 7 هزار و 100 قطعه بليت بوده است و ما پيش بيني ميكنيم امروز حدود 10 هزار بليت به فروش برسد.
وي در مورد تعداد سينماها و ظرفيت سالنها گفت: تعداد سينماها و ظرفيت سالنها با سالهاي گذشته تفاوتي نداشته اما گستردگي جغرافيايي سالنها بيشتر شده و به همين خاطر بليتها در تعدادهاي كمتري در هر سينما فروخته ميشود.
شفيعي در مورد تعداد كل بليتهايي كه در جشنواره به فروش ميرسد، گفت : 130هزار بليت در بخش مسابقه سينماي ايران و 9 هزار قطعه بليت در بخش سينماي بينالملل پيش فروش ميشود كه اين تعداد حدود 60 درصد از بليتهاي جشنواره است و 40 درصد باقيمانده بليتها در روز نمايش فيلم در گيشه فروخته ميشود.
وي در ادامه افزود: ديروز 3 هزار بليت از بليتهاي پيش بيني شده براي هنرمندان و خبرنگاران در پايان روز فروخته شد اما با توجه به استقبال دانشجويان از جشنواره بين المللي فيلم فجر بعيد به نظر ميرسد امروز و فردا اين موضوع تكرار شود.
بليتهاي سينما ماندانا و سينما فرهنگ تمام شده و به نظر ميرسد گروه D با فيلمهاي امشب شبه مهتابه، پنالتي، ترديد، زمزمه بودا، صندلي خالي، عيار 14 و هفت و پنج دقيقه پرفروشترين گروه در ميان گروههاي مسابقه سينماي ايران باشد.

علي وزيريان در نامهاي سرگشاده به مديران جشنواره فيلم فجر و هيئت انتخاب خواستار خروج«يك وجب از آسمان»از جشنواره فيلم فجر شد
در اين نامه آمده است: بالاخره كش و قوسهاي اعلام اين نتايج هيئت انتخاب اين جشنواره هم به آخر رسيد و اسامي فيلمها اعلام شد! غالبا شاهديم در چنين مقطعي عدهاي منتقد و معترض برگزاركنندگان ميشوند كه صد البته اين براي جشنوارهها خيلي اتفاق عجيبي نيست اما آنچه غير معمول است، به اوج رسيدن آشفتگي در سازماندهي و مديريت جشنواره در چند سال اخير و كثرت اعتراضهاست كه بسيار جاي تامل دارد. همچنين نفسانيات و گندهگوييهاي پرت برخي افراد كه قضاوت و گزينش را تحت اشعاع قرار ميدهند و نظر صدق و صواب سليمالنفس ترين اعضاي اين هيئتها را يز ير سوال برده و نابود ميسازند. اين موضوع با عدم رعايت حد و حدود استانداردهاي رايج و اختلاف در گفتار و كردار برخي مشهود است.
در ادامه اين نامه آمده است: و اما بخوانيم از ملاك و معيارهاي انتخاب فيلمها. يكي از اعضاي محترم هيئت انتخاب كه در گفتوگويي اظهار نموده است: «... در گزينش فيلمهاي مسابقه بيشتر ساختار مدنظر ما بوده و از برخوردهاي محتوايي پرهيز شده است.»
نكته اول: مگر در تمامي اين سالها جشنواره فيلم فجر با اثار فيلمسازان صرفا برخورد محتوايي ميكرده و بياعتنا از كنار ساختار آنان گذشته است كه اكنون شما به كشف و شهود تازهاي در چگونگي گزينش رسيدهايد و طرحي نو درانداختهايد؟
نكته دوم: آيا نميدانيد كه ساختار و محتوا، ظرف و مظروف، قالب و محتوا، صوت و معني از يكديگر جدا نيستند؟ چگونه ميتوان يكي را گرفت و ديگري را فروگذاشت. بهحمدالله در تركيب هيئت مذكور اهل حكمت سينمايي نيز حضور دارند تا چنين نگاه خطايي را اصلاح و چنين افرادي را ارشاد و هدايت فكري كنند. نكته ديگر اين كه گيريم اين گروه اساسا قائل به چنين نگاهي نباشد يا قصد داشته باشد كه خلاف آمد عادت كار كند!! آنگاه اين پرسش به ذهن متبادر ميشود كه از هيئت 9 نفرهاي كه 5 نفر آنها بنا بر اعلام رسمي خودتان فقط كارشناس فرهنگي هستند و نه متخصص در حوزه سينما، چگونه ميخواهيد با حداقل آراء ساختار سينمايي را اصل بگيريد؟!
وزيريان در ادامه نوشته: در جايي ديگر به نقل از هيئت انتخاب اينگونه آمده: «عليرغم كثرت آثار فيلمسازان اول و دوم هيئت انتخاب نسبتي را در گزينش فيلمها رعايت كرده تا سهم كارگردانان قديمي و حرفهايتر نيز پايمال نشود»!!!
بايد از شما پرسيد، مگر جشنواره بينالمللي فيلم فجر آن هم با متر و معيار حرفهاي و در سطح ملي و بينالمللي، اتحاديه صنفي يا كميته حمايت از كارگردانان كمبضاعت است كه شما براي عدهاي دل بسوزانيد و در گزينش سياستي را پيش گيريد كه آثار مستحق حضور در بخش رقابتي حذف شوند تا ديگران از غافله جا نمانند و كوپن سهميه جشنوارهشان محفوظ بماند. آيا غافليد در چه جايگاهي نشستهايد و چگونه قضاوت ميكنيد؟ ظاهرا آثار فيلمسازان تازه از راه رسيده نفستان را بريده كه خوف كمرنگ شدن ديگران را دادهايد! پس اين دسته از فيلمها بايد ديدنيترين بخش جشنواره امسال باشد.اصليترين نكته كه در پرده ابهام و تاريكي قرار ميگيرد اين كه، به دور از هر توجيه و تفسيري، ملاك و معيارتان براي گزينش فيلمها چه بوده كه حاصل كار پر وسواس و با دقت يكي دو ماههتان يكشبه فرو ميريزد و خلقالساعه آراء ديگري بنا ميشود و بلادرنگ هم نتايج آن اعلام!
وي در مورد آخرين ساخته خود در نامه نوشته: و اما «يك وجب از آسمان» فيلمي است كه در آن نه محتوا غالب است و نه ساختارش لنگ ميزند؛ كه اگر چنين بود در يازدهمين دوره فستيوال فيلمهاي مذهبي ايتاليا در يكي دو ماه پيش سه جايزه اصلي بدان اهدا نميشد و دعوت ديگر فستيوالهاي اروپايي صورت نميگرفت. اظهارات هيجانزده منتقد شبكه رايي ايتاليا در كنفرانس مطبوعاتي پس از تماشاي فيلم، سخنراني منتقد ايتاليايي «فرانكو لور» در ستايش فيلم و همچنين اظهارات تحسينآميز رياست و اساتيد دانشكده علوم ارتباطات ساليزين رم براي «يك وجب از آسمان» تنها گوشهاي از اتفاقاتي است كه نشان از كيفيت ساختاري و معناي فيلم دارد. خوشبختانه هيچ يك از ماركهاي رايج فيلمهاي جشنواره پسند به اين فيلم نميچسبد چرا كه در آن نه گداگرافي و سياهنمايي شده و نه سياسي بازي با انتلكتوئل نگاري. از دلقكبازي و هزل هم خبري نيست! اين فيلم ذره كوچكي است از افق وسيعي كه جايش در سينماي ما خالي است. «يك وجب از آسمان» آزمون و تجربهاي تازه و جدي است در حوزه سينماي ديني كه همين امر باعث توجه ايتالياييها بدان شد.
وزيريان در ادامه نامه خود نوشته است: يكي ديگر از اعضاي شوراي انتخاب گفته است: «اميدوارم انتخاب نشدن تعدادي از فيلمهاي كارگردانان اول و دوم در بخش مسابقه باعث ناراحتي اين فيلمسازان نباشد»؛ و من به ايشان عرض ميكنم آنچه باعث ناراحتي ميشود غلبه هواي نفس، غرضورزيهاي فرهنگي و تنگنظري است كه شايد بيتاثير بر آرا ديگر اعضا نباشد.
روزي را به خاطر ميآورم كه مجري طرح فيلمم خبر كوتاهي را در روزنامه همان ايام نشانم داد. خبر مربوط به فيلمسازي بود كه نوبت دوربينش را به ديگري داده بودند و او با عصبيت فيلمساز ديگر را به باد تهمت و ناسزاگويي و پرخاش گرفته بود. از دوستم پرسيدم، منظور اين آقا كيست؟ خنديد و گفت: تو! چون دوربين را من براي فيلم تو گرفته بودم و او عصباني شده و حالا در مطبوعات جنجال راه انداخته است و ...
اميدوارم يك امتياز منفي كه باعث شده فيلم از بخش مسابقه حذف شود راي اين شخص محترم نباشد كه آنگاه پيروي از هواي نفس كرده نه تكيه بر منطق و استدلال در گزينش.فرد ديگري از هيئت انتخاب اعلام كرده است: «بسياري از فيلمها كه درصد بالايي از امتيازها را داشتند با بررسي از گردونه رقابت خارج شدند.»!!!
در پايان اين نامه آمده: اين كشف و شهود درست در آخرين شب و در طرفةالعيني صورت ميگيرد و يك وجب از آسمان نيز به همراه چند فيلم ديگر از بخش مسابقه سينماي ايران حذف ميشوند. شنيدهام معاونت محترم سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تلاش زيادي براي حفظ آراء قبلي گروه انجام داده است (چرا كه تقريبا غالب رسانههاي فرهنگي و سينمايي به شكل غيررسمي از آن خبر داشتند و برخي نيز آن را اعلام كرده بودند). لذا اينجانب به سهم خود بياندازه از ايشان سپاسگزارم.در خاتمه با نهايت مهر و ادب و احترام از اين مقام محترم تقاضا ميكنم كه فيلم «يك وجب از آسمان» را از جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر خارج كنند.
گاهي اوقات بعد از ديدن برخي آثار سينمايي به اين فكر مي كنم كه هدف از توليد اين اثر چه بوده است؟ اين جمله به اين معنا است كه نويسنده و كارگردان اين فيلم چه هدف و غايتي از توليد فيلمشان در ذهن خويش داشته اند و در نهايت چه چيزي را ميخواستند به مخاطب خود نشان دهند؟
سوالات بالا وقت ديدن فيلم «دلشكسته» دوباره در ذهنم جان گرفت. سوالاتي كه در جريان فيلم نه از تعداد آنها كم نشد بلكه بر شمار آنها هم افزوده شد. اميدوارم بر من خرده نگيريد كه: «اي آقا مگر وضع عمومي سينماي ايران چه گلستاني هست كه ما از فيلم اول يك كارگردان انتظار داشته باشيم». اينكه وضع عمومي سينماي ايران خيلي هم گلستان نيست و مخاطب به فيلمهاي عامه پسند - بخوانيد انواع فيلمفارسي - عادت كرده بر كسي پوشيده نيست اما بحث برسر اطلاع غلطي است كه متاسفانه در بعضي از فيلم ها بيان مي شود است. شايد بدانيد كه يكي از گله هاي پزشكان از برخي كارگردانان نشان دادن تصوير نادرست از زنان باردار است. آنها گله مي كنند چرا به اشتباه حالت تهوع نشانه ي بارز حاملگي در فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني شده است. از اين قبيل نمونه ها متاسفانه در سينماي ايران مكرر پيدا مي شود.
و نكته ي جالب فيلم "دلشكسته" اينجا معلوم مي شود كه فيلم واقعا اطلاع درستي از آنچه بيان مي كند نمي دهد. در واقع فيلم تصويري غلط از محتوياتش به راحتي و در نهايت اعتماد به نفس به مخاطبانش ارائه مي كند. انگار كارگردان 30 سال است كه در ايران نبوده است و پس از اين مدت جسته و گريخته چيزهايي درمورد دسته بندي ها، عقايد، وضعيت درسي در دانشگاهها، دفاع مقدس و خيلي چيزهاي ديگر شنيده و با توجه به اطلاعات نداشته اش خود دست به توليد اطلاعات زده و در نهايت در ميان اين آشفتگي فيلم "دلشكسته" سربرآورده است! جالبتر اينكه اطلاعات مذهبي نويسنده كه همان كارگردان باشد هم آنقدر پايين است كه بازيگر نقش «دكتر - سردار - جانباز - باغبان » (آقاي رويگري)در شب عاشورا قرآن بر سر مي گيرد!
در واقع كارگردان به راحتي آنچه در خيال خود داشته را به تصوير كشيده و تطابق با واقعيت آن نيز هيچ اهميتي برايش نداشته است. هنگام ديدن "دلشكسته" نبايد به اين فكر كنيد كه كجاي ايران پايان نامه در كلاس و توسط استاد براي دانشجوها مشخص مي شود و از آن خنده دار تر استاد دانشجويان را براي پايان نامه گروه بندي مي كند. هنگام ديدن "دلشكسته" نبايد به اين فكر كنيد كه پايان نامه اي كه قرار است در مورد جامعه ي آرماني باشد چرا هيچ ارتباطي به آن در جريان تحقيق مشاهده نمي شود. هنگام ديدن دلشكسته نبايد به اين فكر كنيد كه چرا جانباز شيميايي در بخش مراقبت هاي ويژه ي بيمارستان سيگار مي كشد! نكته ي دردآور فيلم اين است كه كارگردان نه از تندروهاي مذهبي اطلاع درستي دارد و نه از خانواده هاي متمول منتقد. درست است كه نشان دادن تقابل هميشه مورد توجه بوده اما درست نشان دادن آن بسيار مهم است (نمونه ي موفق تصوير تقابل فيلم متولد ماه مهر آقاي درويش است).
اين ايرادهاي محتوايي "دلشكسته" تنها محل نزاع نيست. در "دلشـكسته" مشــكلات فني هم مشاهده مي شود. عدم نورپردازي مناسب و نويز داشتن تصوير در برخي صحنه ها؛ حركت بد و بدون هدف دوربين و طراحي صحنه هم از مسائل رنج آور فيلم است. گويي طراح صحنه ي دلشكسته فكر كرده دكور يكي از برنامه هاي مناسبتي سيما را در ماه محرم يا ماه رمضان را بايد درست كند! اين ماجرا تا آنجا پيش مي رود كه يكي از دوستانم به طنز مي گفت پشتيبان مالي فيلم يكي از شركت هاي توليدي شمع است!
باشد كه اين فيلم بهانه اي شود تا به اين موضوع حساس شويم كه چقدر نويسندگان و كارگردانان ما برايشان نشان دادن واقعيت اجتماع اهميت دارد. قطعا اينكه كارگردان مواقعي بايد دست به خلق بزند مورد توجه نگارنده است اما اينكه تحريف واقعيت رخ بدهد نكته اي است كه موجب كاستن از ارزش محتوايي فيلم مي شود. فراموش نكنيم مخاطب ما از بستر جامعه است يعني آنهايي كه موضوع فيلمها هستند. بنابراين تصوير غلط در مورد خودشان را نمي پذيرند.
جدول زمانبندي پيشفروش بليتهاي جشنواره فيلم فجر براساس همان جدول اعلام شده و با دو روز تاخير به اين شرح است: روز يكشنبه ششم بهمن ماه از ساعت 8 تا 14 به هنرمندان اختصاص يافته و اهالي رسانههاي جمعي ميتوانند از ساعت 14 تا 20 براي تهيه بليتهاي مورد نظر خود اقدام كنند.
روزهاي دوشنبه هفتم و سهشنبه هشتم بهمن ماه زمان پيشفروش بليتهاي جشنواره از ساعت 8 تا 20 براي «دانشجويان» است.
دانشجويان ميتوانند با ارائه كارت دانشجويي معتبر با 20 درصد تخفيف، بليتهاي جشنواره را تهيه كنند.
روز چهارشنبه نهم بهمن ماه نيز «نمايندگان وزارتخانهها، سازمانها و نهادها» ميتوانند با ارائه معرفينامه معتبر براي تهيه بليت به سينما فلسطين مراجعه كنند.
وای ! حــــســــیــــنم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
کوی عشق است این بیابان ، خواهرا غوغا مکن
بر رخت سیلی مزن ، شیون در این سودا مکن
عهد من پایان پذیرد ، زین سپس رهبر تویی
ای شریک عهد من ، از دشمنان پروا مکن
تشنه لب در این بیابان ، عهد کردم جان دهم
مو مکن بر روی نعشم ، گیسوانت وا مکن
کوفیان با قصد غارت در ستم طوفان کنند
رو متابی از شکیبا ، وحشت از یغما مکن
میزنن آتش بسوزد خیمه و خرگاه من
اندر آن آتش به دل ، خود آتشی برپا مکن
مشگلت از هر چه باشد ، رو به سجادم بگو
گفتگو و کشمکش ، با هر کس رسوا مکن
جمع کن اهل حرم را پاسبانی کن به شب
ترک با خار مغیلان ، بلبل شیدا مکن
دل بدست آر از یتیمان ، مهر کن بر کودکان
از حمایت بر حرم ، دوری در این صحرا مکن
با همه نظم سخن ، دیوانه شد دیوانه تر
کیست بر دیوانه گوید ، در جنون غوغا مکن
حضور ستارگان طنزهای 90 شبی تلویزیون در فیلمهای سینمایی در چند سال اخیر به رواج پدیده کمدی تلویزیونی انجامید؛ آثاری با ویژگی مشترک که آشکارا سلیقه مخاطب سینما را پائین میآورند.
مقایسه کمدیهای دهه 60 و چند سال اخیر نشاندهنده افول این گونه محبوب سینمایی است. در سالهای اخیر پس از فروش فیلمهایی مثل "بلهبرون" و "شارلاتان" که ملغمه کلیشههای سرگرمکننده بودند، موجی به راه افتاد که منجر به ساخت انبوهی کمدی کمهزینه و متاثر از طنزهای شبانه شد.
ستارگان مجموعههای 90 شبی در سینما آزادی بیشتری برای شوخی و مزهپراکنی دارند و این باعث میشود دایره شوخیهای سخیف و مبتذل گستردهتر شود. مقایسه بازیها و بازیگران فیلمهای کمدی با کمدینهایی که در گذشته در سینما فعالیت میکردند، نشانگر روندی نگرانکننده سینمای کمدی است و این سینما برای جذب مخاطب به مجموعههای طنز تلویزیون نزدیک میشود.
کافی است ستارگان سینمای کمدی را در گذشته به یاد بیاوریم. اکبر عبدی و حمید جبلی از مجموعههای کودکان به سینما آمدند، اما به واسطه استعداد و توان بازیگری فرصت همکاری با کارگردانهای مطرح را به دست آوردند. آنها خود را به بازی در فیلمهای کمدی محدود نکردند و توانستند نقشهای جدی و کاملا متفاوت با شمایل بازیگریشان را تجربه کنند.
عبدی سبکی در بازی دارد که کمدینهای دیگر مانند علیرضا خمسه و جبلی ندارند. او در کمدی فانتزی "سفر جادویی"، در کمدی اجتماعی "اجارهنشینها" یا کمدی متفاوت "ای ایران" تصویرهایی از خود ارائه میدهد که نشانگر درک از بازیگری است. عبدی در "مادر" نقش جوانی مجنون را بازی کرده و نمیتوان کارنامه او را به یاد آورد و از حضورش در "هنرپیشه" چشم پوشید.
عبدی فیلمهایی غیر قابل دفاع هم در کارنامه دارد، اما در قالب بازیگر تعدادی از نقشهای او در بهترینهای کمدی تاریخ سینمای ایران ثبت میشود. محبوبیت عبدی این فرصت را به او داد تا نقشهایی متنوع را تجربه کند. حتی در روزهایی که از دوران اوج فاصله داشت با "نان، عشق و موتور 1000" موقعیت خود را به عنوان کمدینی بااستعداد به خاطر مخاطبان آورد.
عبدی از معدود کمدینهایی است که به واسطه انعطاف در چهره و قدرت تقلید صدا، تیپسازی و بداههگویی توانسته حضور در فیلمها و مجموعههای تاریخی را تجربه کند. "امام علی (ع)"، "معصومیت از دست رفته" و "مسافر ری" وجهی از بازیگری عبدی را نشان میدهند که در کمدیها دیده نمیشود.
خاستگاه تلویزیونی عبدی باعث نشد همیشه در قالب نقش پسربچه تنبل "بازم مدرسم دیر شد" یا قالبهای فانتزی "محله برو بیا" و "محله بهداشت" اسیر شود. این راز موفقیت او در سینما بود؛ اتفاقی که برای کمدینهای این روزهای سینما نمیافتد. آنها در حالی نقشهای تلویزیونیشان را تکرار میکنند که کمدی تلویزیونی با کمدی سینمایی فرق دارد.
حمید جبلی هم از تلویزیون به سینما آمد، اما هرگز در نقشهای تلویزیونی متوقف نشد. جبلی مانند عبدی با نقشهایی که در "محله برو بیا" و "محله بهداشت" بازی کرده بود به شهرت رسید، اما دومین نقشی که در سینما بازی کرد تصویری تازه از این بازیگر ارائه میداد. جبلی در فضای رئالیستی "جادههای سرد" در قالب جوانی شیرینعقل و روستایی قالب شهریاش را شکست.
همکاری جبلی با مسعود جعفری جوزانی پس از "جادههای سرد" با "شیر سنگی" ادامه پیدا کرد و او توانست نقشی متفاوت بازی کند. جبلی گرچه بازیگری محبوب است، اماهیچگاه ستاره نبوده و مجبور نشده در یک قالب محدود شود. کارنامه او متنوع است و در کنار نقش کمدی، نقش جدی هم بازی کرده و فرصت همکاری با علی حاتمی و داریوش مهرجویی را به دست آورده است.
در مثلث فاطمه معتمد آریا، ایرج طهماسب و جبلی، سومی همیشه محبوب بوده اما در آثار مشترک با دو نفر دیگر نقشهای متنوع را تجربه کرده و مانند طهماسب و معتمد آریا خود را محدود به نقشهایی نکرده که با شمایل بازیگریشان همخوانی دارد و برای بیننده دوستداشتنی است. جبلی از نقش کوتاه ابایی ندارد و میکوشد این نقشها را به شکلی قابل قبول اجرا کند.
چهره دیگر سینمای کمدی پس از انقلاب خمسه است؛ چهره محبوب سینمای کمدی دهههای 60 و 70 که بازی را با نقش جدی "مرگ یزدگرد" بهرام بیضایی آغاز کرد. خمسه در کنار بازی در کمدیهای عامهپسند "شکار خاموش" و "زیر بامهای شهر" در تجربههای متفاوت "جیببرها به بهشت نمیروند" و "من زمین را دوست دارم" و نمونه متاخر "قاعده بازی" بازی کرده است.
او طعم شکست را با بازی در فیلم سینمایی "چشم شیطان" در نقشی جدی چشید و همین موضوع باعث شد دیگر سراغ نقش جدی نرود. اما نمیتوان کوشش او برای تجربه نقشهای متفاوت و سبکهای متنوع بازی را نادیده گرفت. خمسه در مجموعه نوروزی "مرد هزارچهره" سیمایی تازه در نقشی منفی با مایه طنز ارائه داد که نقش کوتاهش را به برگ برنده کارنامهاش تبدیل کرد.
جسارت او در شکستن سیمای همیشگی در "مرد هزارچهره" و " قاعده بازی" قابل توجه است. جسارتی که در بازیگران طنز امروز نمیتوان سراغ گرفت. کدامیک از بازیگران جوان طنز و کمدی در سینمای ایران در این سالها از شخصیت محبوب خود فاصله گرفتهاند؟ حتی مهران مدیری هم در سینما نتوانسته نقشی متفاوت بازی کند و از قالب مورد نظر مخاطب فاصله بگیرد.
ماهایا پطروسیان پدیده سینمای کمدی در دهه 70 است که قابلیت و استعدادی بالا برای بازی انواع نقشهای جدی و کمدی دارد و در بهترین دوران حرفهای توانست طیفی از نقشها را بازی کند. او هم مانند خمسه با فیلمی جدی وارد سینما شد. شاید کمتر کسی گمان میکرد بازیگر نقش دختر لال "پرده آخر" در کمدی فانتزی "دیگه چه خبر؟" معیار بازیگران زن کمدی را تغییر دهد.
نوع حرکات، لحن و جنس بازی پطروسیان شوق و شور فرشته را نشان میداد. با این فیلم بود که سینمای ایران پطروسیان و استعدادش در کمدی را کشف کرد. حضور در "ناصرالدین شاه آکتور سینما" و "هنرپیشه" تواناییهای او را مشخص کرد، اما پطروسیان تا سالها نقش جدی بازی کرد و حضورش در کمدیهای عامهپسند او را به روزهای اوج بازنگرداند.
در میان بازیگران زنی که در این سالها در فیلمهای کمدی مقابل دوربین رفتهاند کدامیک تواناییهای پطروسیان را داشتهاند یا این اطمینان را به کارگردانهای شاخص میدادهاند که در فیلم آنها بازی کنند؟ بازیگران زن کمدیهای این سالها در بهترین حالت برای بازی در مجموعههای 90 شبی و تیپهایی مشابه مناسب بودهاند.
رامبد جوان از نسل جدید کمدینهایی است که پس از محبوبیت در تلویزیون به سینما آمدند. گرچه تجربههای جدی جوان در فیلمهای "کمکم کن" و "پشت دیوار شب" نتیجهای بهتر از شکست نداشت، اما این بازیگر با بازی در کمدیهای متفاوت "مومیایی 3"، "صورتی" و "سیندرلا" نشان داد سبک و شیوه اجرای خاص خود رادارد.
اما دیگر بازیگران کمدی به ویژه تلویزیونیها هرگز از دایره نقشهای تلویزیونی بیرون نیامدند. حتی کارگردانی باهوش مانند رضا عطاران در کمدیهای سینمایی مدام خود را تکرار کرده و آنچه بیننده از او انتظار داشته را به نمایش گذاشته است. مهران غفوریان هم آنقدر در تکرار خود و تیپ جوان سادهلوح زیادهروی کرد که دیگر جذابیتی برای بیننده ندارد.
رضا شفیعی جم که معمولا منجی مجموعههای مدیری میشود، در سینما لودگی میکند و با روشهای مختلف بیننده را میخنداند. بازی او در فیلمهای "چارچنگولی"، "قلقلک" و... چیزی به کارنامه این بازیگر اضافه نمیکند. حتی طراوت و شیرینی بازیگری را که بداههپردازی قابل است و در تیپسازی بیرقیب، کمرنگ میکند.
شفیعی جم در کمدی رمانتیک "صورتی" نقشی متفاوت با اغلب تجربههایش در سینما و تلویزیون بازی کرد، اما به نظر میرسد او ترجیح میدهد از قالب آشنا و محبوب همیشگی برای مخاطب طنزهای 90 شبی خارج نشود. بازی در این نقشهای تکراری برای شفیعی جم سادهتر از قرار گرفتن در معرض تجربههای تازه است.
جواد رضویان تا آنجا که در توان دارد با جسارتی مثالزدنی نقشهای مشابهش را از تلویزیون به سینما میآورد. نوع بازی او در نقشهای مختلف تغییر نمیکند و حتی نوع خندهها و لحن او تکراری است. جالب اینکه تصاویر رضویان در پوسترها و سردر سینماها هم تغییر نمیکند و همیشه تصویر او که به پهنای صورتش میخندد همه جا دیده میشود.
مجید صالحی مانند دیگر بازیگران طنز شبانه سالها است در دایره نقشهای مشابه گرفتار شده و حتی در کمدیهای تلویزیونی فاقد نوآوری است. شیرینی و طنزی که در بازی صالحی است هنوز او را نجات میدهد، اما او سالها است در نقش جوان رند و لافزن در سینما و تلویزیون خود را تکرار میکند. به نظر نمیرسد این قالب تا درازمدت برای مخاطب جذاب باشد.
روندی نگرانکننده که سینمای کمدی و بازیگرانش میپیمایند مرگ این سینما را به تعجیل میاندازد، آنچه امروز به عنوان کمدی بر پرده سینماها نقش میبندد با کمدیهای مفرح و متفاوت سالهای قبل تفاوت دارد.

كارگردان فيلم «چارچنگولي» گفت: طرح اصلي فيلم «چارچنگولي» سالها پيش باديدن لاله و لادن دوقلويي كه به هم چسيبيده بودند، به ذهنم رسيد. آن زمان تصميم داشتم اين طرح را به طور جدي بسازم اما چون قصههاي ديگري در دست داشتم، فرصت نشد آن را بسازم.
وي افزود: بعد از هفت الي هشت سال، كه دوباره به سمت اين قصه رفتم، ديدم اگر به شكل جدي به آن پرداخته شود، شايد تماشاچي اذيت شود و به همين دليل، آن را به ژانر طنز و كمدي آوردم و بازيگراني را انتخاب كردم كه هر دو محبوب مردم بودند و شفيعي جم و رضويان را به شكل لاله و لادن، از ناحيه كتف و شانه به هم چسباندم تا تماشاگر، هم سختيهاي دوقلوهاي بههم چسبيده را درك كند و هم اذيت نشود و يكي دو ساعت را شاد باشد.
سازنده «چهارانگشتي» و «سنگ كاغذ قيچي» در مورد پيشبينياش از استقبال مردم گفت: مضمون «چارچنگولي» كمدي است و پتانسيل جذب مخاطب را دارد اما درمورد استقبال مردم، بايد ديد كه چه اتفاقي ميافتد و از حالا نميتوانم بگويم. البته آنها كه در نمايشهاي خصوصي و محدود فيلم را ديدهاند معتقدند با توجه به سوژه و كستينك، فيلم فروش خوبي خواهد داشت.
وي در مورد ميزان رضايت خود از اكران «چارچنگولي» در اين مقطع گفت: شايد نمايش در مقطع قبلي اكران بهتر از اين مقطه باشد و شايد هم اكران بعدي بهتر باشد اما ما اكران قبل را به دليل اين كه فيلم آماده نبود، از دست داديم و براي اكران بعدي هم بايد صبر ميكرديم. ما احساس كرديم در اين مقطع با توجه به مضمون فيلم و بازيگران آن و اين كه تماشاگران فيلم شاد و مفرح را دوست دارد، :چارچنگولي» ميتواند با مردم ارتباط برقرار كند و اميدوارم اين اتفاق بيفتد.
«سهيلي» درمورد اين كه سينماي ايران چقدر به توليد و نمايش اين نوع فيلمها نياز دارد، گفت: سينماي ما به همه ژانرهاي سينمايي، به همه نوع قصه و به مضمونهاي مختلف نياز دارد ولي باتوجه به اين كه مدتي است كه سالنهاي سنيمايي يك مقدار با ركود مواجه شدهاند، فكر ميكنم اكران اين نوع فيلمها، ميتواند چراغهاي سينما را روشنتر، گرماي آن را بيشتر و رونقش را افزونتر كند.
وي درمورد اكران همزمان چند فيلم كمدي در هفته جاري و هفته آينده گفت: فيلمهاي قبلي اكران، خاص و بسيار جدي بود و نتوانستند با تماشاچي ارتباط لازم را برقرار كنند و قطعا اگر يك فيلم كمدي را دركنار فيلمهاي خاص اكران ميكردند، بهتر بود. من در كل معتقدم تنوع اكران، هم به نفع سينما است و هم به نفع خود فيلمها.
وي ادامه داد: اگر مردم بيشتر به سينماها بيايند و سالنها گرمتر شوند، قطعا منفعتش براي همه فيلمهاست. اگر يك فيلم شاد و كمدي كنار فيلمهاي ديگر ميخورد، هم خود فيلم كمدي ميفروخت و هم اين كه تماشاچي را از خانهها بيرون ميآورد و به سالن سينما ميكشاند كه اين، به نفع آن فيلمهاي جدي هم بود اما خب اين اتفاق نيفتد.
سهيلي گفت: معمولا براي تنظيم برنامه اكران سعي بر اين است كه تنوع ژانر لحاظ شود و فيلمهاي شبيه به هم، در كنار هم اكران نشوند، كمديها با هم نخورند و فيلمهاي جدي همزمان اكران نشوند ولي اين اتفاق افتاده و اين شيوه اكران، به ضرر سينما و اكران فيلمهايي است كه با برنامهاي بهتر، ميتوانند تماشاگر را به طور كامل و فراگير به سالنهاي سينما جذب كند.
كارگردان «مردي شبيه باران» و «مردي از جنس بلور» در مورد تغيير رويكرد فيلمسازياش گفت: تمام فيلمهاي من با هم متفاوت هستند نه فقط «چارچنگولي» با فيلمهاي حادثهاي من. من فيلم دفاع مقدس ساختهام، اجتماعي، اكشن هم ساختهام. فيلم مدرن و نوگرايي به نام «چهارانگشتي» را هم ساختهام. طنز هم ميسازم و فيلم بعديام هم مشخص نيست كه با چه حال و هوايي است.
وي ادامه داد: من علاقهمندم در همه ژانرها فيلم بسازم و خود را محدود به يك موضوع و يك ژانر مشخص نكنم. به عبارتي ديگر من سعي ميكنم ذهنم را باز بگذارم كه به هرطرف كه ميخواهد و دوست دارد، برود.
سهيلي گفت: من فيلمنامههاي مختلفي دارم و زماني كه بخواهم فيلمي را شروع كنم، از كشوي ميز، آن را ميگذارم روي ميز! در حال حاضر من يك فيلمنامه به نام «مرد خط خطي» در دست دارم كه جدي و اجتماعي است. يك فيلمنامه طنز و كمدي هم دارم كه هنوز نامي براي آن نگذاشتهام. منتظرم ببينم تكليف اكران «چارچنگولي» چه ميشود و بعد تصميم ميگيرم كه كدام را كار كنم. البته درحال حاضر، فيلمنامه «مرد خط خطي» آماده است و مقدمات پيش توليد آن را هم فراهم كردهايم.
«چارچنگولي» داستان شهرام و بهرام، برادران دوقلويي است كه از ناحيه كتف و شانه به هم چسبيدهاند. آنها از نظر ظاهر و عقايد بهشدت با يكديگر متفاوتند اما مجبورند همديگر را تحمل كنند. اين موضوع باعث اتفاقات طنزي در طول قصه ميشود كه...
جواد رضويان،رضا شفيعي جم، فتحعلي اويسي، بهاره رهنما، رضا فيض نوروزي، مهران رجبي، شهرام قائدي، حسن چودن، مينا جعفرزاده، ساعد سهيلي و مژگان بيات بازيگراني هستند كه در «چارچنگولي» به ايفاي نقش ميپردازد.
اكران اين فيلم از چهارشنبه 29 آبان در گروه سينمايي عصرجديد تهران آغاز شده و به تدريج در شهرهاي شيراز، اهواز، رشت، مشهد، اصفهان، كرمان، كرج، چالوس، گوهردشت، كاشان، اراك و ساير مراكز استان و شهرستانها آغاز خواهد شد.
